شهمردان بن أبى الخير رازى
138
روضة المنجمين ( فارسى )
سر از « 1 » عضاده بر مه ( - 45 ) اجزاء ارتفاع نهى [ چون ] اگر سر ديگر بر يب ( - 12 ) افتذ اصابع بوذ و اگر بر ز ( - 7 ) افتذ اقدام باشذ . عضاده آنست كى بر پشت اسطرلاب نهاذه بوذ و قطب درو بگذرد و تا ميان صفيحها و عنكبوت بروذ آن وقت فرس ، او را سخت كنذ بر روى اسطرلاب تا از هم جذا نشوذ و بر عضاده دفتان است و لبنتى گويند و در هريك سوراخ كرده ثقب دفتان خوانند و ارتفاع بذين شايذ گرفتن كى شعاع آفتاب در آن دفّه تابذ كى بر اجزاء ارتفاع باشذ و بذين ثقبه ديگر بگذرذ و آن دو سر تيز كى از عضاده بيامذه بوذ مرى اجزاء ارتفاع خوانند و شظيه « 2 » نيز گويند نه اين مرى را مفرد بل مريها را جمله . باب دوّم : بخشش اسطرلاب دانستن در حروف كى بر مقنطرات نبشته بوذ نگاه كن اگر تفاوت هر ميانهء يكى بوذ تام باشذ و جمله را دايرها باشذ ، بعضى تمام و بعضى ناتمام تا نوذ و اگر نصفى بوذ ، دو دو فزون شوذ و عدد مقنطرات چهل و پنج ، و بر افق مشرق و مغرب ، ب ( - 2 ) بوذ و ثلثى ، سه سه زيادت شوذ و مقنطرات سى ، و اوّل حرف مقنطرات ج ( - 3 ) و سد سى و شش شش و مقنطرات پانزده و بر مقنطرهء نخستين و ( - 6 ) و بيشترين برين قسمت بوذ و همچنين خمسى و عشرى كنند و ديگر بخششها نشايذ كى از نوذ ، و سى راست نيايذ و در ( 122 ) منطقه « 3 » البروج نيز نگه كن كى قسمت هردو يكى بوذ اگر تام باشذ عدد درج هر برجى سى ، و نصفى پانزده ، و ثلثى ده ، و سد سى پنج . باب سوّم : ارتفاع گرفتن چون ارتفاع از آفتاب خواهى گرفتن اسطرلاب بذست راست ببايذ آويختن و روى سوى آفتاب كردن و پشت اسطرلاب برابر خويش [ داشتن ، چنانك رويش ببينى ] و يك مرى از عضاده بر اجزاء ارتفاع بنه ، و عضاده همىگردان بذست چپ اندكاندك زيادت يا نقصان ، تا
--> ( 1 ) . نسخه اساس « ان » . ( 2 ) . نسخه اساس « شطنه » . ( 3 ) . نسخه اساس « مقنطرة البروج » .